گذر از همین حوالی
گذر از همین حوالی

گذر از همین حوالی

دل نوشت

اضطراب زیادی دارم این روزها...درگیرم ..خیلی درگیرم ...گاهی نسبت به همه چیز بی حس میشم ..نسبت به اتفاقات...آدمها ..زندگی ...

...

توی دوران جنگ که همه چیز تقریبا قطع بود و ارتباطمون با کل دنیا به صفر رسیده بود جز نرم افزار های داخلی چیزی قابل استفاده نبود .یه آشنا مغز منو خورده بود و عذابی میکشیدم. چت جی پی تی نصب کرده بودم اشتراک خریدم تا مغزم رو یکم آروم کنه نوشته بودم فلانی این رو میگه این حرفها رو زده میگفت کلمات ارزانند و هر کسی می‌تونه اونا رو به وفور خرج کنه. ولی به نظر من کلمات ارزون نیستن.بار دارن جون دارن معنا دارند. ما اتفاقا خیلی برای گفتنشون باید احتیاط کنیم . اما بعضی ها نمی فهمن و من همیشه پذیرای حرفهای بقیه هستم و در نهایت مثل کسی هستم که از صخره پرت شده پایین به تنهایی و کسی کنارش نیست.حتی همون فردی که قشنگ ترین و محکم ترین واژه ها رو صرف کرده و زمان  و وقتت رو گرفته.هه. خنده داره و ناراحت کننده